تبليغاتX
انسان بودن

ارزش انسان بودن






بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) در محکومیت حکم اعدام یک وبلاگ نویس 

کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیر انسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم می‌کند قوه قضاییه جمهوری اسلامی هفته گذشته یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ "مهرنهاد" و فعال مدنی بلوچ را پس از ده ماه بازداشت و شکنجه در دادگاهی بدون حضور وکیل و هیئت منصفه و اعضای خانواده او با اتهامات واهی به اعدام محکوم کرد.
آقای مهرنهاد مدیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی برای جوانان بلوچ برنامه اجرا می‌کند. او پس از شرکت در یک جلسه پرسش و پاسخ که برخی از مقامات زاهدان نیز در آن شرکت داشتند بازداشت شد و دلیل دستگیری او اعلام نشد. خانواده و وکیل او پس از 5 ماه موفق به دیدار او شدند در حالی که از شدت شکنجه تعادل خود را از دست داده بود و 15 کیلو وزن کم کرده بود.
کانون وبلاگ نویسان ایران توجه همه مجامع بین المللی را به بدعت گزاری قوه قضاییه ایران برای اعدام وبلاگ نویسان به دلیل ابراز عقاید خود جلب می‌کند. در ایران هر گونه ابراز عقیده با مجازات‌های وحشیانه شلاق و قطع دست و پا و اعدام به جرم‌های واهی اقدام علیه امنیت کشور و ارتباط با بیگانه و گروههای غیر قانونی جواب داده می‌شود.
کانون وبلاگ نویسان ایران خواهان لغو حکم اعدام آقای مهرنهاد است و مصرانه از همه حامیان حقوق بشر می‌خواهد که در برابر نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران و سرکوب بیرحمانه وبلاگ نویسان و آزاداندیشان ساکت ننشینند و به هر شکل ممکن از اعدام یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس ایرانی جلوگیری کنند.

کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ)
آدرس وبلاگ آقای مهرنهاد

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

پدري با انگيزه ناموسي دختر 14 ساله اش را سنگسار کرد 

اعتماد : پرونده پدري که با انگيزه ناموسي دختر خود را با همدستي مردي ديگر سنگسار کرده است در دادسراي عمومي زاهدان به جريان افتاد.به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل زن جواني در حالي که به سر و صورت خود مي کوبيد و به شدت گريه مي کرد نزد ماموران انتظامي زاهدان مراجعه کرد و از قتل دخترش خبر داد. او گفت؛ شوهرم به نام شريف مردي بدبين و بداخلاق است که با من و دخترم بدرفتاري مي کرد و در اين ميان سميه - فرزند 14 ساله ام - بيش از همه از سوي شريف مورد آزار قرار مي گرفت تا اينکه بالاخره همسرم او را به بهانه يي از خانه خارج کرد و به محل نامعلومي برد و پس از آن ديگر نه او به منزل بازگشت و نه خبري از سميه شد.وي افزود؛ شريف به دخترم مشکوک بود و تصور مي کرد او با مردي رابطه دارد. او چندين بار سميه را تهديد به مرگ کرده بود و روز حادثه نيز به شدت خشمگين بود و تصور مي کنم بلايي سر فرزندم آورده باشد.پس از اظهارات اين زن بلافاصله ماموران تحقيقات ويژه يي را براي يافتن شريف و افشاي سرنوشت دختر نوجوان آغاز کردند. آنان با رديابي هاي گسترده توانستند پس از گذشت 24 ساعت پدر سميه را شناسايي و دستگير کنند. اين متهم که در بازجويي هاي اوليه سکوت اختيار کرده و حاضر به صحبت کردن درباره سرنوشت دخترش نبود، سرانجام در جريان بازجويي هاي فني - پليسي لب به اعتراف گشود و طي اظهارات تکان دهنده، نحوه قتل سميه را تشريح کرد. شريف گفت؛ من از چندي پيش متوجه شدم دختر 14 ساله ام رفتارهاي مشکوکي دارد. ابتدا سعي کردم با آرامش با موضوع برخورد کنم و با تحقيقاتي که انجام مي دهم بفهمم سميه چرا چنين کارهايي انجام مي دهد. او بي دليل از خانه بيرون مي رفت و وقتي ديرهنگام بازمي گشت توضيح قانع کننده يي نمي داد. بالاخره تاب نياوردم و با او دعوا کردم ولي اين کار نيز فايده نداشت چون فرزندم مرا متهم به بدبيني مي کرد و مي گفت هيچ کار خلافي انجام نداده است. پس از گذشت مدتي به تدريج به اين يقين رسيدم که سميه با مردي رابطه دارد. آبرويم را از دست رفته مي ديدم و تحمل چنين شرايطي و برگزيدن سکوت برايم مرگ آور بود. بنابراين تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم. در اين ميان بايد شيوه يي را براي کشتن دخترم انتخاب مي کردم که او به سزاي واقعي کاري که انجام داده بود برسد. بالاخره مصمم شدم وي را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايي از عهده اين کار برنمي آمدم از يکي از دوستانم به نام غفور خواستم به من کمک کند و وقتي از مشکلم مطلع شد پذيرفت مرا در کشتن سميه که لکه ننگي در خانواده بود ياري دهد. غفور چند نفر ديگر را نيز با خبر کرد و محل و زمان اجراي نقشه تعيين شد.متهم به قتل گفت؛ روز حادثه دخترم را به زور از خانه خارج کردم و به سمت ارتفاعات هلور کشاندم. او در تمام طول مسير وحشت زده بود و با اينکه مي دانست عاقبت خوشي در انتظارش نخواهد بود اما مطمئن نبود که چه مجازاتي را براي وي در نظر گرفته ام. پس از آنکه به محل مورد نظر رسيديم دخترم را روي زمين انداختم و سنگسار او را شروع کرديم. سميه مرتب جيغ مي کشيد و با خواهش و التماس تلاش مي کرد جانش را نجات دهد اما من براي دست يافتن دوباره به آبرويم و داشتن زندگي شرافتمندانه چاره يي جز کشتن او نداشتم و پس از قتل فرار کردم.پس از اعترافات تکان دهنده متهم به قتل، ماموران تحقيقات خود را پي گرفتند و ضمن کشف جسد دختر 14 ساله موفق شدند غفور را نيز بازداشت کنند. با اعترافات دومين متهم، پرونده در اختيار مراجع قضايي قرار گرفت و هم اکنون با آغاز تحقيقات مقدماتي شريف و غفور در بازداشت به سر مي برند.
نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

رفیق علیخانی را آزاد کنید!!! 

 

رفیق علیخانی را آزاد کنید!!!

ماه ها از دستگیری رفیق جواد علیخانی دانشجوی دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز که در مهرماه امسال به ناجرم توهین به مقدسات توسط نیروهای وزارت اطلاعات به همراه عده ای دیگر رفقا دستگیر شد می گذرد    از دستگیری همه رفقا آزاد شدند بغیر از رفیق علیخانی که به دلایل نامعلوم قاضی حتی از قرار وثیقه برای رفیق علیخانی سر باز زد. روزهاست که همه ما از وضعیت این دانشجوی فعال بی اطلاع هستیم و حتی خبری در دست نیست که قاضی حکمی صادر کرده است یا نه؟ طبق خبرهای بدست آمده او را در بند معتادین به مواد مخدر کراک نگهداری می کنند که و دائم وضعیت او رو به وخامت است. حتی اگر کسی بخواهد از وضع او مطلع شود او را به ستاد خبری می برند و بازخواست می کنند که چه ارتباطی با علیخانی داری؟  در این اوضاع دستگیری دانشجویان در سراسر ایرانِ متاسفانه در بند بودن رفیق علیخانی به فراموشی سپرده شده است .

ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز از تمامی آزادی خواهان و برابری طلبان دنیا خواهشمندیم که فکری به حال آزادی رفیق جواد علیخانی نمایند.چرا باید به این اندازه حقوق انسانها نادیده گرفته شود؟ چرا او از داشتن یک وکیل محروم است؟ چرا او را آزاد نمی کنند؟ چرا او را در میان جانیان و مجرمان سابقه دار نگه داری می کنند؟ او دانشجوی دامپزشکی این مملکت است!!! مجرم نیست!!! او یک انسان است از شما دانشجویان خواشندیم ما را یاری کنید از دوستان می خواهم از طریق ایمیل ما را در کمپین آزادی رفیق عیلخانی یاری کنید

زنده باد آزادی زنده باد برابری

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اهواز

azadikhah.daneshjo@gmail.com

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

 

ادامه بازداشت و شکنجه دانشجويان طيف چپ در بند 209 زندان اوین

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : با گذشت 21 روز از بازداشت 10 دانشجوی طیف چپ، هنوز هیچ گونه اطلاعی در مورد اتهامات این دانشجویان در دست نیست.
خانواده تعدادی از دانشجویان امروز برای اولین بار موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند.
سروش ثابت، سروش دشتستانی ، بیتا صمیمی زاد، آناهیتا حسینی، مهدی پورعبدالله، بیژن صباغ و بهزاد باقری، مرتضی خدمتلو، امین قضایی، 9 دانشجویی هستند که روز 26 دی ماه در منزل یکی از دانشجویان بازداشت و روانه بند 209 زندان اوین شدند. مرتضی اصلاحچی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه نیز در همین روز در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
ادامه بازداشت این دانشجویان در شرایطی صورت می گیرد، که تعدادی از فعالان دانشجویی بازداشت شده در آذرماه نیز، پس از گذشت بیش از 2 ماه، همچنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری می شوند.
طی هفته های گذشته تعدادی از دانشجویان با قرار وثیقه های سنگین 50 تا 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شده اند، با این حال از سرنوشت سایر دانشجویان بازداشتی اطلاعی در دست نیست.
بنابر اخبار رسیده و به گفته  تعدادی از دانشجویان آزاد شده، وزارت اطلاعات با تحت فشار گذاردن بازداشت شدگان جهت انجام اعترافات تلویزیونی قصد دارد به مانند سالهای اخیر با نمایش فیلمی از اعترافات دانشجویان، زمینه را برای برخوردهای سنگین با فعالان دانشجویی آماده نماید.
همچنین خبرهای رسیده حاکی از شکنجه جسمی دانشجویان در بند 209 زندان اوین است.
پیش تر دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر با اعلام این موضع که در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های جسمی قرار گرفته اند، از قوه قضائیه درخواست پیگیری در این مورد را کرده بودند، اما پس از مدتی دستگاه قضایی اعلام کرد که دلایلی دال بر صحت این موضوع پیدا نشده است.
شنیده ها حاکی است، در جریان بازداشت های دانشجویان طیف چپ علاوه بر شکنجه های شدید روانی همانند تحقیر، توهین، تخریب شخصیت و .. ، تعدادی از دانشجویان نیز مورد شکنجه های جسمی قرار گرفته اند که این شکنجه ها شامل ضرب و شتم توسط تیم بازجویی،استفاده از کابل و .. بوده است. بطوریکه تعدادی از بازداشت شدگان دچار آسیب های جسمی شدید شده اند.( این کمیته در آینده جزئیات بیشتری را در مورد شکنجه های وارد ه بر دانشجویان منتشر خواهد کرد.)
گفتنی است به جز سعید حبیبی، تاکنون کلیه بازداشت شدگان آذرماه، موفق به دیدار با خانواده خود شده اند. با این وجود، سعید حبیبی تنها یک بار امکان تماس با خانواده اش را بدست آورده است.
لازم به ذکر است، طی 3 ماه گذشته بیش از 60 دانشجو در تهران و شهرستان ها به بازداشت نهادهای امنیتی در آمده اند. و هم اکنون حدود 40 تن از آنان درزندان به سر می برند.

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

در نشست «قربانیان خشونت و بازداشت‌های خودسرانه» مطرح شد : 

قتل زهرا كاظمی در زندان اوین در سال 1382، درگذشت اكبر محمدی و ولی‌الله فیض مهدوی در زندان اوین و رجایی‌شهر در سال 1385 و اعلام خبر خودكشی زهرا بنی‌یعقوب و ابراهیم لطف‌اللهی در بازداشتگاه منكرات همدان و زندان سنندج در سال 1386 باعث شد تا كانون مدافعان حقوق بشر هجدهمین نشست خود را به این موضوع اختصاص دهد.
به گزارش روابط عمومی كانون مدافعان حقوق بشر، این  حساسیت از آن روز شدت گرفت كه قوه قضائیه و مسوولان امر به پرسش‌های مطرح شده و اعتراض‌های صورت گرفته در مقابل مرگ‌های مشكوك هیچ پاسخی ارائه نكردند. بنابراین عنوان «قربانیان خشونت و بازداشت‌های خودسرانه» برای این نشست انتخاب شد.
براین اساس آنان نشست خود را در تداوم اعتراض‌‌های صورت گرفته نسبت به این امر با این سوال كه «چرا افراد در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها جان خودشان را از دست می‌دهند»، برگزار كردند.
همانگونه كه نرگس محمدی سخنگوی كانون مدافعان حقوق بشر گفت: «مرگ زهرا كاظمی پیامی ناگوار و دردناك برای جامعه ایران داشت. (تضییع حقوق یك فرد در حین تحقیقات مقدماتی.) اما ناگوارتر این بود كه در نهایت مسببان این قتل به مردم معرفی نشدند. یعنی ما شاهد یك دادرسی عادلانه نبودیم.»
او در ادامه از روند رو به افزایش و تداوم مرگ‌های مشكوك در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها سخن به میان آورد.
به این ترتیب برادر ابراهیم لطف‌اللهی از چگونگی بازداشت برادر 27 ساله و دانشجوی خود سخن گفت. او در ادامه با اشاره به بی‌مهری‌های مسوولان استان با خانواده‌اش پس از اعلام خبر خودكشی ابراهیم لطف‌اللهی، از همه حاضران و خبرنگاران خواست تا «حرف‌های دل این خانواده را به مدافعان حقوق بشر برسانند تا علت مرگ مشكوك ابراهیم لطف‌اللهی را معلوم كنند.» این خانواده كه اجازه نیافتند تا در مراسم دفن فرزندشان حاضر باشند و مراسمی برای او برگزار كنند از عدم رسیدگی سریع به شكایتی كه آنان در شعبه سوم بازپرسی سنندج طرح كرده‌اند، انتقاد كردند.

بخوانید
نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

پسر متهم به مشروب خواری به اعدام محكوم شد! 

قضات شعبه‌ي 72 دادگاه كيفري استان تهران پسري را كه متهم است براي چهارمين بار شرب خمر كرده را محاكمه و به اعدام محكوم كردند.
قاضي جليل جليلي، دادرس شعبه‌ي 72 دادگاه كيفري استان تهران در اين باره به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: پس از انجام شور متهم اين پرونده را مستحق اعدام شناخته و حكمش به زودي ابلاغ مي‌شود.
وي پيش از اين به ايسنا گفته بود: طبق ماده 179 قانون مجازات اسلامي اگر فردي دو بار مشروب بخورد و هر بار حد براي او جاري شود در دفعه سوم كشته مي‌شود.
عزيز نوكنده‌اي، وكيل تسخيري اين متهم نيز در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين‌كه موكلش در هر بار شرب خمر، دستگير شده است، اظهار داشت: «محسن» 22 ساله سه بار در سوم خرداد ماه، هفتم تيرماه و 17 مهرماه سال 85 به حد محكوم شده است.
وي درباره شرب خمر اخير موكلش گفت: موكل در منزل براي بار چهارم شرب خمر كرده بوده و در خيابان سرو صدايي ايجاد كرده بود كه ماموران كلانتري ابوذر او را دستگير مي‌كنند.
عزيز نوكنده‌اي در محضر قضات شعبه‌ي 72 دادگاه كيفري استان تهران با استناد به ماده 182 قانون مجازات اسلامي گفته بود كه از آنجايي كه متهم اقرار و توبه كرده حد قتل از او ساقط مي‌شود البته دادگاه مي‌تواند حكم قتل را صادر كند.
نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

جمع کثیری از اساتید دانشگاه امیرکبیر در نامه ای به رئیس قوه قضاییه خواستار آزادی سه دانشجوی این دانش 

خبرنامه امیرکبیر: تداوم بازداشت غیرقانونی و طولانی مدت 3 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، که از اردیبهشت ماه تاکنون در بازداشت به سر می برند، موجب اعتراض جمع کثیری از اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر شد.
عدم آزادی 3 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر پس از گذشت 9 ماه از دستگیری آن ها، علیرغم فراهم شدن مقدمات آزادی آن ها با صدور حکم برائت و تبدیل قرار بازداشت ایشان به قرار وثیقه، اعتراض گسترده اعضای هیئت علمی این دانشگاه را به همراه داشت.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر 78 نفر از اساتید دانشگاه امیرکبیر با امضای نامه ای خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، ضمن گلایه از برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان و دانشگاهیان خواستار آزادی هر چه سریعتر سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر شده اند.
جمع آوری امضا برای این نامه از سوی اساتید، که به صورت خودجوش انجام شده است، تاکنون تنها در 3 دانشکده برق، مکانیک و ریاضی این دانشگاه انجام شده و تلاش برای افزایش امضاها در 12 دانشکده دیگر پلی تکنیک ادامه دارد. تعداد اعضای هیئت علمی دانشکده های برق، مکانیک و ریاضی حداکثر 120 نفر است که 78 نفر از آن ها این نامه را امضا کرده اند.
در حالی که قرار بر این است که نام اساتید امضاکننده این نامه محفوظ بماند، برخی شنیده ها حاکی از آن است که بسیاری از اساتید نزدیک به طیف موسوم به «اصولگرا» نیز این نامه را امضا کرده و خواستار آزادی دانشجویان شده اند.


بخوانید
نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !  

همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !

 

آزادیخواهان جهان!

زندانی، شکنجه و فشار و دستگیری و تعقیب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب همچنان ادامه دارد.

درحالی که بیش از ٤٠ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان ها بسر میبردند، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران  ١٠ تن دیگر از یاران ما را در تهران در حالی که جمع شده بودند  تا درباره اقدامات بعدی برای آزادی رفقایشان بحث کنند، دستگیر و روانه زندان اوین کرد. درمشهد، سنندج، مریوان و قزوین و اصفهان به خانه های دانشجویان حمله کرده اند و تعداد دیگری را ربوده اند و روانه زندان کرده اند.  

حکومت اسلامی یاران ما را در حالی که بشدت شکنجه شده اند، به دیگر زندانیان نشان میدهد تا آنها را بترساند. پیمان پیران در حالی که پا و کتف راستش را شکسته اند، بهروز کریمی زاده در حالی که بر بدنش جای زخم های عمیق دیده میشده است را بخصوص بارها به نمایش گذاشته اند. نیروهای امنیتی یاران ما را زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داده اند تا اتهامات واهی را که به آن ها نسبت میدهند را قبول کنند و در شوهای تلویزیونی کثیف سازمان داده شده از طرف خودشان شرکت کنند. کسانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری و انسانیت ندارند را میخواهند وادار به قبول اتهامات پوچ رابطه با احزاب اپوزسیون بکنند.  

ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سخنگو و پرچمدار انسانیت و آزادی و برابری در ایران هستیم. حکومت اسلامی تلاش دارد با سرکوب ما، کل جنبش آزادی و برابری را در ایران سرکوب کند.

حکومت تحت فشارهایی که تاکنون بر او آمده است، وادار به آزادی تعداد کمی از یاران ما با قید وثیقه های بسیار سنگین شده است. حکومت اسلامی پیش از آزادی این عزیزان آنها را زیر شدیدترین فشارها گذاشته است. حکومت تلاش دارد تا بخشی از موفقیت اعتراض ما و شما را با ترساندن و فشار روحی پس بگیرد تا فضای ترس و وحشت را به مبارزه ای که امروز دیگر در سراسر جهان برای آزادی دانشجویان جاری است، تحمیل کند. خانواده های زندانیان را زیر شدیدترین فشارها قرار داده اند.  

مردم آزادیخواه!

ما، دانشجویان زندانی، خانواده های زندانیان و کل جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی امروز بیش از هرزمان دیگری به حمایت های شما محتاج است. فراخوان ٢٢ دسامبر ما برای آزادی دانشجویان زندانی با حمایت های بی نظیر شما روبرو شد.  ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صمیمانه از تلاش های تاکنونی شما سپاسگذاری میکنیم. آکسیونهای سراسری ٢٨ دسامبر یک پیروزی بزرگ و فراموش نشدنی بود که صدای آزادی خواهان و برابری طلبان ایران را به مردم جهان رساند. این تلاش و مبارزه اما هنوز کافی نیست. یاران ما، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هنوز در شکنجه گاه ها بسر میبرند، جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی هنوز زیر فشار دستگاه های امنیتی قرار دارند. این سرکوب را باید شکست داد و ما در این تلاش به یاری شما محتاجیم.

ما به این مناسبت روز ١٦ فوریه را روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی اعلام میکنیم. همه شما را در هر کجا که هستید فرامیخوانیم که در این روز از هر طریقی که مناسب میدانید، خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان و توقف فوری سرکوب آزادیخواهان و برابری طلبان شوید.  

آینده از آن ماست!

زنده باد آزادی!

زنده باد برابری!
 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

٢٧ زانویه ٢٠٠٨ – ٧ دی ١٣٨٦

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

 

اعتراضات دانشجويي كوي دانشگاه وارد شب سوم خود شد

     

آزادی برابری: ماموران گارد ويژه ضد شورش بعد از 8 سال از گذشت 18 تير 78 امشب بار دیگر وارد محوطه ي كوي دانشگاه تهران شدند .

18 نفر از دانشجويان در حمله گارد ضد شورش به داخل كوي دانشگاه  از ناحيه ي سر و دست و پا مجروح شده اند .

شاهدان عيني دانشجو خبر از دستگيري 3 يا 5  نفر از نفرات جلوي جمعيت توسط گارد مي دهند . دانشجويان در حال آمارگيري از همديگر براي پيدا كردن اسم دستگير شدگان هستند

كيوسك نگهباني پائين كوي در هجوم نيروهاي ضد شورش به داخل كوي آتش گرفت

بيشترين شعار امشب اين است :‌دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد

يار دبستاني در تمام امير آباد طنين انداز است  

 تجمع شب سوم در ساعت 7:30 دقيقه بعد از ظهر از جلوي محوطه انبار و ساختمان 19 با حضور نزديك به 400 نفر از دانشجويان  آغاز گشت . دانشجويان با جمع شدن در جلوي ساختمان 19 شروع به خواندن يار دبستاني كردند و سپس با ورود به ساختمان 19 به خواندن يار دبستاني و شعار دانشجوي باغيرت حمايت حمايت پرداختند . پس از خروج از ساختمان 19 جمعيت با گردش در ميان ساختمان هاي 21 و ديگر ساختمان ها و با خواندن سرود يار دبستاني و دانشجوي با غيرت به گرد آوري  دانشجويان پرداختند . پس از گردش در محوطه ي كوي نزديك به 600 نفر از دانشجويان با ورود به خيابان پشت ساختمان 20  كوي به سمت درب پائين كوي كه معروف به درب بازارچه ، درب درمانگاه و درب فني است حركت كردند.

دليل اين نامگذاري بدين دليل است كه از كنار ساختمان 20 كه رد مي شويد به يك درب كوچك مي رسيد كه در كنار ان كيوسك نگهباني است . بعد از عبور از ميان اين در وارد محوطه اي مي شويد كه در سمت راست ان درمانگاه است و در كنار ان بازارچه اي كوچك قرار دارد و سپس براي خارج شدن از كوي به درب بزرگتري مي رسيد كه بعد از خروج از آن به جلوي درب اصلي دانشكده فني بالا مي رسيد .

دانشجويان در ساعت 9:15 دقيقه به درب كوچك نگهباني مي رسند كه بسته است و با شكستن آن وارد محوطه بازارچه مي شوند . و پشت درب بزرگتر كه محل ورود به خيابان امير آباد است و دانشكده فني است و آن هم اينك بسته است  تجمع مي كنند .

يك افسر نيروي انتظامي مي كوشد تا دانشجويان را به آرامش دعوت كند و از آنها مي خواهد كه به داخل اتاق هاي خود بازگردند . – گاهي با خودم فكر مي كنم كه كاش اين متصديان نظم در جامعه محض رضاي خدا حداقل يك كتاب روانشناسي توده هاي گوستاولوبون را بخوانند . افسر ظاهرا با اين كار خود دارد مهر و عطوفت خود را به رخ دانشجويان مكي كشد و مثلا مي خواهد با آنان اتمام حجت كتد ولي خيلي ساده است اين كار تنها انبوه خلق را آشفته تر مي سازد _ جواب دانشجويان مسلما بازگشت نخواهد بود آنان شعار مي دهند : مزدور برو گمشو و  دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد . شعاري كه در اين شب به مطرح ترين شعار معترضين تبديل مي شود .

 درگيري بين گارد ضد شورش كه تمام محوطه ي خيابان امير آباد از اتوبان جلال تا انتهاي خيابان 16 ( انتهاي دانشكده تربيت بدني و انتهاي كوي پسران پزشكي )‌ را پر كرده است و در كوچه ي پانزدهم هم مستقر شده است از اين لحظه شروع مي شود . گارد با رژه رفتن در جلوي دانشجويان معترض به قدرت نمايي براي آنان مي پردازد تا شايد در دل آنان ترس ايجاد كند غافل از اينكه با اين كار تنها دانشجويان معترض را جري تر مي كند . دانشجويان شروع بع سنگ پراكني به سمت گارد مي كنند كه البته هيچ آسيبي هم به گارد تا دندان مسلح و آموزش ديده نمي زند چرا كه اين گارد از نعمتي برخوردار است كه دانشجويان فاقد آن هستند يعني سپر ولي در مقابل گارد ضد شورش هم هر از چندگاهي سنگ ها را به طرف دانشجويان بي سپر بر مي گرداند .

 درب بزرگتر توسط دانشجويان باز مي شود . از اين لحظه دانشجويان در دودلي ورود به خيابان امير آباد و يا ماندن در كوي بسر مي برند ولي گارد هر از چند گاهي حمله اي را به سمت كوي تدارك مي بيند كه با عقب نشيني دانشجويان به جاي خود باز مي گردد ولي اين همه ي ماجرا نيست ...

 

 فاشیست ها در آرزوي حمله به كوي بعد از 8 سال!

نتیجه ی بازی: 18 زخمي و حداقل 3 بازداشتي  

در يكي از اين تعقيب و گريز ها به داخل كوي دانشجويان به دنبال گاردي كه در حال بازگشت به سر جاي خود است حركت مي كنند . غافل از اينكه گويي گارديان در انتظار اين لحظه هستند . ناگهان گارديان با تغيير جهت سريع خود بدنبال دانشجويان وارد محوطه ي كوي دانشگاه مي شوند در حالي كه به ضرب و شتم دانشجويان مي پردازند و دانشجويان به سرعت عقب نشيني كنند .

 ولي ماموران بدنبال آنان وارد كوي مي شوند . گويي سال ها است كه در اين آرزو بسر مي برند . از 18 تير 1378 ، ‌حاصل اين ورود 18 زخمي است . 5 سر شكسته ، 3 دست شكسته و 2 پاي ورم كرده بر اثر اصابت باتوم ، باقي زخم هايي سطحي تر برداشته اند .

 گاردي ها حداقل 15 متر وارد كوي مي شوند و تا محوطه ي ساختمان 20 هم مي آيند . در اين هجوم حداقل 3 نفر از دانشجويان را كه از ديگران عقب افتاده اند ( بعضي مي گويند 5 نفر )‌ در اين هجوم به عقب كشيده و از كوي خارج مي كنند و به آنها دستبند زده و ... .

 دانشجويان زخمي براي مداوا به نمازخانه كوي منتقل مي شوند . در آن سوي ميدان نيز گويي عده اي زخمي شده اند ولي براي آنان آمبولانس آماده است.  هر لحظه بر تعداد معترضين دانشجو افزوده مي شود اكنون دانشجويان حداقل 1200 نفر هستند . دانشجويان عصباني و غافلگير شده در يك اقدام واكنشي نگهباني كوي را به آتش مي كشند.  البته دانشجويان اين عمل را از خود سلب كرده و آن را به گارد منتسب مي كنند .

 بعد از اين دانشجويان به پشت نرده ها ي كوي  رفته و آنجا پناه مي گيرند . گارد نيز در جاي خود مستقر مي شود . البته گارديان كه گويي از لذت ورود به كوي مدهوش هستند هر از چندي تمايل خود را براي ورود مجدد به كوي به نمايش مي گذارند ولي هر بار بيش از 1 تا 2 متر وارد ان نمي شوند و هر بار با عقب نشيني دانشجويان به جاي خود بازمي گردند .  هر كدام از دانشجويان در پي پيدا كردن هويت دستگير شدگان هم اتاقي هاي خود را مي جويد ولي هنوز هيچ اسمي به ما اعلام نشده است .  سنگ اندازي ها ادامه دارد ، اين بار دانشجويان سپري هرچند كوچك يافته اند : نرده هاي خوابگاه پسران دانشگاه تهران ( كوي پسران )‌ جايي كه سال هاست نقاط عطف جنبش دانشجويي را -  تير 1378 خرداد 1382 خرداد 1384  و اينك بهمن 1386-  براي خود در يادها دارد و عموما دانشگاه تهران با كوي خود شناخته مي شود .

 اتفاقي مي افتد كه مسلما هيچ كس تاييدش نمي كند از بالاي ساختمان 20 كوكتل مولوتف به سمت خيابان امير آباد انداخته مي شود . هيچ كس مسبب اين كار را نديده است . – خبرگزاري هاي رسمي گزارش داده اند كه اين كوكتل مولوتف بر سر سرباز بي دفاع نيروي انتظامي فرود آمده است خدا كند كه از آن شايعه هاي هميشگي باشد .  باقي شب تنها شاهد درگيري هاي پراكنده است . گارديها گاهي هو مي كشند . دانشجويان گاهي سنگ مي اندازند . افسري گاهي فحشي مي دهد و دانشجويان گاهي جوابي مي دهند.  عده اي هنوز بدنبال هم اتاقي هاي خود مي گردند . عده اي از درد ناله مي كنند . وسايل بهداشتي براي درمان مجروحين در دسترس نيست . سرما بيداد ميكند.

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

دانشجوی بازداشت شده در سنندج زیر شکنجه جان سپرد 

دانشجوی بازداشت شده در سنندج زیر شکنجه جان سپرد

 


شب گذشته ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج به قتل رسید.

نامبرده به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه 16 دی ماه 1386 بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود.

خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.

طبق گزارشات رسیده مسئول بازجویی وی در اداره اطلاعات سنندج، شخصی است به نام "مهدی مولاولی" با نام مستعار "هاتفی". مولاولی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد.

صبح امروز با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شده و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند.

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |