تبليغاتX
انسان بودن

ارزش انسان بودن






بی خبری از 6 فعال حقوق بشر 

وبلاگ کیانوش سنجری : عباس خرسندی، میثم رودکی، بهرام راسخی فر، سپیده پور آقایی، منصور فرجی و قاسم شیرزادیان، 6 فعال گم نام مدافع حقوق بشر در ایران هستند که در روز یکشنبه 20 شهریور به طور هم زمان در تهران، اسلام شهر، کرج، فیروزکوه و سنندج توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات بازداشت شده اند.
سپیده پورآقایی، فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی است. او روزنامه نگار است و پیش تر نیز در جریان اعتراضات دانشجویی بازداشت شده بود.
مامورانی که برای بازداشت سپیده به خانه ی او در کرج مراجعه کرده بودند، خود را کارمند ناجا معرفی کرده اند اما از نشان دادن حکم قضایی برای بازداشت سپیده خودداری کرده بودند.
آن ها در ابتدا همه سوراخ سمبه های خانه را تفتیش کرده بودند و در نهایت  سپیده را همراه با مقداری کتاب و دست نوشته و کیس کامپیوتر و دیگر وسایل شخصی اش به زندان اوین منتقل کردند.
در همان روز، تیم دیگری از ماموران وزارت اطلاعات به خانه قاسم شیرزادیان که دوست صمیمی سپیده پورآقایی است، مراجعه کرده و او را هم بازداشت کردند.
قاسم شیرزادیان به تازه گی فارغ التحصیل شده است. او وبلاگ نویس بوده است.
عباس خرسندی نیز در محل سکونت اش در شهرستان فیروز کوه بازداشت شده است. او  3 سال پیش نیز به اتهام فعالیت بر علیه نظام بازداشت شده بود و نزدیک به 1 ماه در بازداشتگاه 209 زندانی بود و با سپردن قرار وثیقه  به دادگاه،  به طور موقت آزاد شده بود.
در آن سال در بازداشتگاه 209 از عباس خرسندی خواسته بودند که پس از آزادی از زندان فعالیت های سیاسی اش را ادامه ندهد.
تلاش خانواده های این افراد برای کسب اطلاع از وضعیت آن ها در زندان بی نتیجه بوده است. دادگاه انقلاب  اتهام افراد بازداشت شده را به خانواده های شان اعلام نکرده است.
خانواده ی برخی از این افراد به زندان اوین مراجعه کرده اند. اما در آن جا نیز به آن ها گفته شده است که اثری از نام این افراد در لیست زندانیان زندان اوین نیست.
معمولا نام کسانی که در بازداشتگاه امنیتی 209 زندانی شده باشند، در دفترچه ی ثبت نام زندانی های زندان اوین درج نمی شود.

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم 

برای اطلاع  رسانی

 

اخيرا بيانيه ای عليه اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در رابطه با بخشهای مختلف مردم به امضای جمع کثيری از افراد و شخصيتها، انجمنهای دانشجويی و نهادهای سياسی در داخل و خارج از کشور منتشر شده است. ما اين بيانيه را جهت اطلاع همگان در نشريه بذر منعکس می کنيم. متاسفانه به دليل کمبود جا قادر به انعکاس اسامی امضا کنندگان نيستيم. متن کامل اين بيانيه در سايتهای اينترنتی قابل دسترس است.

اين بياينه در مجموع حاوی نکاتی صحيحی است. اما نکته غلط يا يک جانبه ای در آن طرح شده که شايسته نقد است. بيانيه به گونه ای اوضاع زندان اوين را ترسيم می کند که انگار کسی در مقابل فشارها و شکنجه های  روحی و جسمی در اين زندان تاب نمی آورد و برای نجات جان خويش اتهامات را تاييد می کند. اين مسئله همه واقعيت را منعکس نمی کند. در همين دوره بسياری از زندانيان سياسی در مقابل اينگونه فشارها مقاومت کرده و تن به اين قبيل اعترافات اجباری ندادند. زندان اوين سالهای طولانی بويژه در دهه 60 شاهد مقاومت قهرمانانه بسياری از زندانيان سياسی بود که ذره ای در مقابل دشمن کوتاه نيامدند. اين تجارب است که بايد فراگير و تاکيد شوند. شايسته نيست که در بيانيه ای که مردم به مقاومت و مبارزه دعوت می شوند. به دشمن پر بها داده شود و به توان و مقاومت آگاهانه انسانهای انقلابی کم بهايی شود.

 

 دست اندر کاران نشريه دانشجويی بذر

 

 

 

 

   ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم

موجيم كه آسودگی ما عدم ماست

 

 



دانشجويان، زنان و كارگران آزاديخواه ايران همانطور كه شاهد هستيد جمهوری اسلامی به بهانه های مختلف اقدام به بازداشت ،شكنجه ،اعتراف گيری و اعدام  مردم معترض می نمايد. جوانان فقير و بيكار را كه هيچ راهی برای كسب در آمد ندارند، به جرم اراذل و اوباش اعدام می كند. زنان را به جرم برابری خواهی به زندان می برد و شلاق می زند. كارگران كه چيزی غير از حقوق خود نمی خواهند  را به همراه روزنامه نگاران بدون هيچ دليل و اتهامی به اوين منتقل می كند.

اينها همه انسان هستند از جنس ما، گوشت و پوست و استخوان... كيست كه زير شكنجه های روحی و جسمی در اوين برای نجات جان خود در بدترين شرايط روحی اتهامات جلادان 209 را تاييد نكند؟ دانشجويان در بند پلی تكنيك شرحی از آنچه در شكنجه ها برآنها گذشته بود را به خانواده هايشان دادند و در آن به برخورد غير انسانی بازجويان و مامورين زندان برای اعتراف گيری اشاره كردند كه در نامه ای ديگر تمامی اعترافات را تكذيب كرده و تمامی اين مطالب را محصول شكنجه ها ی زندان خواندند، اكنون قاضی حداد ياغيانه می گويد 209 از بهترين بندهای امنيتی دنياست و قاضی مرتضوی با افتخار از احكام اعدام سخن ميگوید.

 

منصور اسانلو را جلوی چشمان مردم كتك كاری می كنند و می برند و اتهام پخش اعلاميه عليه نظام و خودزنی به او می زنند. لوگوی نشريات دانشجويان را جعل می كنند و به آنها اتهام توهين به مقدسات و اقدام عليه نظام می زنند. بازداشت شدگان 18 تير 78 را به نام اراذل و اوباش می خواهند اعدام كنند. سهيل آصفی ،فرشاد قربانپور و مسعود باستانی رابدون ذكر دليل و اتهام به اوين می برند و بدون اينكه جرم و اتهام انها مشخص شده باشد و بدون اجازه داشتن وكيل، آنها را به انفرادی می برند. عليرضا هاشمی را نيز از طرف معلمان ايران به ياران در بنداضافه كنيد تا از همه اقشار نمايندگانی در بند و شكنجه داشته باشيم.

جمهوری اسلامی با اعمال سياستهای نخ نما و پوسيده خود ماهيت ضد بشری اش را به همگان نشان داده است، اما برای به بند كشيدن مردم با نيروی سركوب خود، شمشير را از رو بسته و بامانورهای نظامی سپاه و بسيج، خود را برای سركوب كارگران، زنان، دانشجويان، معلمان، خبرنگاران، جوانان بيكار و  مردمی كه تنها خواهان رفاه و آزادی هستند آماده می كند. جمهوری اسلامی با رسانه ای كردن اعمال وحشيانه خود از ارعاب و  ترساندن كودكان 7- 8 ساله نيز  فروگذار نمی كند. كودكان ما به چه جرمی بايد هر روز از صفحه تلويزيون، در خيابانها و پاركها اعدام و زندان و شكنجه و خونريزی ببينند؟

كمپين بين المللی آزادی پلی تكنيك از دل دانشگاههای ايران از دل كارگران و زنان آزاده و برابری طلب ايران به جمهوری اسلامی و نهادهای ضد بشری آن اعلام می كند كه هر چه سريعتر ياران در بند ما را آزاد كنيد .ديگر زمان سنگسار و اعدام و ترور به پايان رسيده است .امروز خودمان تكليف خودمان را روشن می كنيم . جوانان را به جرم اراذل و اوباش سلاخی می كنيد... كارگران، دانشجويان، روزنامه نگاران، معلمان و زنان را چه می كنيد؟ سبلان، خاوران و نارمك راگورستان و پادگان می كنيد... پاريس و استكهلم را چه می كنيد؟ سفاكانه فرزندان ما را می دزديد، تهمت می زنيد و شكنجه می كنيد، اعدام و سنگسار می كنيد. ننگتان باد اين رو سياهی ...

 

ديگر بس است امروز محمود صالحی، منصور اسانلو را همه دنيا می شناسند. احمد و مجيد و احسان وسهيل را هم می شناسند چون 16 آذر، 18تير، يك مه و 8 مارس را می شناسند چون آفتاب سرخ حقيقت همه جا روشن است و ما را از پس زنجيرها و مرزها متحد می كند، امروز مبارزه ما فراتر از مرزها ست. خود را صاحب خانه ندانيد چه بسا همين فردا ضيافت اشرافيتان به دست همين جوانانی برچيده شود كه كمترين شادی را از آنها سلب كرده ايد. با دروغ گفتن تنها آخرين ميخها را به تابوتی می زنيد، كه كارگران در يك مه روی دستان پينه بسته شان به زباله دان تاريخ انداختند.

كمپين آزادی پلی تكنيك صدای اعتراض مردم ايران برای آزادی ياران در بند است حمايت خود را از آزادی دانشجويان، آزادی بدون قيد و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، سهيل آصفی و زندانيان سياسی؛ برای اعتراض به كميته های انظباطی ، مبارزه با بد حجابی و نظامی كردن شهرها اعلام كنيد

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

شیوه های جدید فشار علیه زندانیان سیاسی 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران  : بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج فشارها را به طرق مختلفی بر علیه  زندانیان سیاسی  افزایش یافته.در طی هفته های گذشته جیره غذائی زندانیان سیاسی را به لحاظ کیفیت و کمیت  تا حد زیادی کاهش داده اند.در یک اقدام غیر انسانی دیگری تمامی فروشگاهای زندانهای استان تهران که توسط فردی بنام نصیریان اداره میشد و این فرد توسط وزارت اطلاعات به ریاست فروشگاها انتصاب گردیده وکالاهای این فروشگاها محدود و کیفیت آن بسیار پایین است . این فروشگاه تا چندی پیش دولتی بودند .اخیرا طی یک اقدامی فروشگاههای زندانها  را خصوصی  اعلام کردند و مالکیت این فروشگاها را باز هم  به همان فرد که نصیری نام دارد داده شده.از زمانی که فروشگاها خصوصی اعلام شده ،قیمت کالاها را  به نحو سرسام آوری افزایش داده اند به طوری که بعضی از کالاهارا بیش از 7 برابر قیمت معمول به زندانیان سیاسی فروخته می شود.
از طرفی دیگر وزارت اطلاعات مواد مخدر را در اختیار فروشگاها می گذارد و این فروشگاها در اختیار رابطین که رئیس بندها آنها را معرفی می کنند و اکثرا در خبرچینی علیه زندانیا ن شرکت دارند قرار داده می شود. در حال حاضر مواد مخدر ( هروئین و کراک ) به حد  زیادی در زندانها وجود دارد. این طرحی است که وزارت اطلاعات با همکاری بهداری زندان وازطریق فروشگاهای زندان برای معتاد کردن زندانیان بکار می برد.
نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |