تبليغاتX
انسان بودن

ارزش انسان بودن






اعتراضات وسيع در تهران و ساير نقاط ايران عليه جمهوری اسلامی 

         بدنبال اعلام اجرای طرح سهميه بندی بنزين، موج وسيعی از اعتراض سراسر ايران را دربر گرفت. بنا به اطلاعيه وزارت نفت از ساعت ۱۲ شب سه شنبه ۵ تير ماه طرح سهميه بندی بنزين در سراسر ايران به اجرا درمی آيد. رژيم اسلامی از ترس اعتراض و ازدحام مردم خبر اجرای طرح و نيز ميزان سهميه را ۳ ساعت قبل از اجرا به اطلاع مردم رساند. بنا به اخبار دريافتی، مردم بدنبال اطلاع از اجرای طرح سهميه بندی بنزين به بانکها و ساختمانهای دولتی و پمپ بنزينها در تهران و شهرهای ديگر حمله کردند و با نيروهای سرکوبگر حکومت درگير شدند. مردم در همه شهرهای ایران بعد از اعلام سهمیه بندی بنزین از طرف شرکت ملی پخش فراورده های نفتی علیه سیاست دولت به اعتراض برخاسته اند.طبق خبر ارسالی بیش از پنجاه پمپ بنزین در تهران توسط مردم به آتش کشیده شده است.حمله به پمپ بنزین ها / آتش زدن لاستیک و پرتاب سنگ در خیابانها / سردادن شعار علیه احمدی نژاد

          http://xs117.xs.to/xs117/07292/show6.jpg     

                          پمپ بنزین نیایش در آتش می سوزد    

                                                 

با اعلام خبر اجراي طرح سهميه بندي بنزين از ساعت 24 شب گذشته، صف هاي طويل در مقابل پمپ بنزين ها در اهواز تشكيل شد . به گزارش فارس از اهواز، با اعلام خبر سهميه بندي بنزين از اخبار صدا و سيماي جمهوري اسلامي ،جايگاه هاي عرضه سوخت در شهر اهواز كه اين روزها با صف هاي طولاني مواجه بود ، به صحنه درگيري افراد براي دريافت زودتر سوخت تبديل شد تا جايي كه در بعضي جايگاه ها نيروي انتظامي مجبور به دخالت در درگيري و پايان دادن آن شد . اين گزارش حاكي است شهروندان خوزستاني تلاش مي كنند بنزين بيشتري در باك خودروها و گالن هاي بنزين خود پر كنند. اين شهروندان معتقدند با توجه به گرماي شديد هوا در خوزستان و نياز به استفاده از كولر در خودروها سهميه بنزين 100 ليتري كافي نيست . چرا كه در صورت روشن كردن كولر مصرف بنزين شديدا افزايش يافته و سهميه تعيين شده در مدت بسيار كوتاهي به پايان مي رسد در اين صورت بنزين مورد نياز اضافه بر سهميه بايد به قيمت آزاد غير يارانه اي تهيه شود كه از عهده آنان خارج است .

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

بيانيه نشريه دانشجويی بذر به مناسبت 18 تير 

بيانيه نشريه دانشجويی بذر به مناسبت 18 تير

به سالگرد خيزش هجده تير نزديك می شويم. به خيزش تكان دهنده هفت روزه ای كه به يك نقطه عطف در تاريخ جنبش نوين دانشجويی تبديل شد. به سالگرد خيزشی كه جنبش دانشجويی را در جريان جدال سياسی با حاكمان، از توهمات دوم خردادی و دل بستن به انتخاب از ميان «بد و بدتر» رهانيد. آن مبارزه سرآغاز نطفه بستن و شكوفايی جريانات نوين و پيشرو در دل جنبش دانشجويی شد؛ و امسال در شرايطی به پيشواز هجدهم تير می رويم كه فرياد اعتراضات مردمی در هر گوشه ايران به گوش می رسد. مردم از سياستهای اقتصادی حكومت كه اينك در طرح سهميه بندی بنزين فشرده شده، خشمگينند. از تورم و گرانی كمرشكن به تنگ آمده اند. از فشار و سركوب و تحقير و دخالت حكومت در كوچكترين زوايای زندگی خود عاصی شده اند. زبان آنان حتی برای لحظه ای از افشای ماهيت حاكمان و ابراز تنفر از وضع موجود  باز نمی ماند. همه از خود می پرسند چگونه می توان از اين وضع خلاص شد؟ در صف اول اين مبارزه، جوانان قرار دارند. يعنی همان نيروی مهم و پر شماری كه هجده تيرها و بخش اعظم مبارزات و خيزش های سالهای اخير را بر پا كرده است. چه چيز گوياتر از اين واقعيت، كه درست در شرايطی كه مستبدان حاكم برای بازداشتن دانشجويان از بزرگداشت هجدهم تير به هزار و يك ترفند چنگ انداخته، به تهديد و سركوب فعالين دانشجو مشغول بودند، زخم كهنه از جايی ديگر سر باز كرد. برای بپاخيزی مردم و به صحنه آمدن جوانان، موضوع و مناسبت و بهانه كم نيست. دود عملكرد ضد مردمی اين حكومت و نتيجه كشمكش هايش با نيروهای قلدر امپرياليست مرتبا به چشم توده های مردم می رود. و طبيعی است كه مقاومت و اعتراض بيش از پيش آنان را بر می انگيزد. پس بگذار امسال بزرگداشت 18 تير و پاس داشتن آرمانها و خواسته های مبارزان آن خيزش، كمی زودتر و در قالب يك مبارزه و اعتراض عمومی پر شور برگزار شود.

از آغاز سال 1386، جنبش دانشجويی با توطئه ها و حركات سركوبگرانه منظم و همه جانبه ای از سوی حكومت روبرو بوده است. اين حركات در درجه اول پاسخی است به پيشروی جهش وار جنبش رزمنده دانشجويان و به ويژه نقش برجسته ای كه بخش چپ دانشجويی در آن به عهده گرفته است. تهديدها و تعليق ها و اخراج های آغاز سال تحصيلی نتوانست جلوی گسترش اين جنبش را بگيرد. بنابراين حكومت به طرح ها و ترفندهای جديد روی آورد و حتی صحبت از ضرورت دست زدن به "انقلاب فرهنگی دوم" يا تعطيلی دانشگاه ها كرد. آخرين صحنه رويارويی مستبدان حاكم با جنبش دانشجويی  در دانشگاه اميركبير شكل گرفت و صف متحدی از دانشجويان در مقابل حراست و بسيج و مقامات قد علم كرد. عليرغم اينكه به پايان سال تحصيلی و تعطيل دانشگاه ها و خوابگاه ها رسيده ايم، مبارزه دانشجويان به شكل های مختلف ادامه دارد. ادامه رشته سرخ اين مبارزه تا سلول های زندان كشيده شده است. آنجا كه گروهی از فعالين دانشجويی تحت شكنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند تا از مقاومت دست بردارند و عبرتی برای همرزمان خود شوند. ترديد نيست كه فضای پر التهاب جامعه و فرياد خشمگينانه مردم و به ويژه رزم جوانان در آن سوی ديوارهای زندان انعكاس می يابد و به شور و روحيه مبارزاتی زندانيان سياسی می افزايد. و در بيرون از زندان نيز دانشجويان مبارز و متعهد را بيش از پيش به انجام وظايف و رسالت انقلابی خود فرا می خواند.

برای مقابله با اختناق، سركوب و هر سياست ضد مردمی ديگر، بايد دانشجويان آگاه در همه صحنه های مبارزه جاری فعالانه شركت كنند. در اين ميان، دانشجويان چپ و راديكال می توانند و می بايد نقش خود را به خوبی ايفا كنند. بايد از درسهای گذشته و حال، خوب درس بگيريم. بايد دوباره به تجربه خيزش هجدهم تير نگاه كنيم. هر چند كه جرقه آن خيزش با اعتراض به بسته شدن روزنامه حكومتی سلام زده شد، اما راديكاليسم توده های دانشجويی به سرعت مرز سياستهای اصلاح طلبانه و بيراهه اتكاء به جناح های رقيب حكومت را پشت سر گذاشت و زمينه ساز جريانی نوين شد. بر بستر اين حركت نوين، اتحاد و همبستگی مبارزاتی توده ها در صحنه عمل و در برابر كل حاكميت پايه گذاری شد. دانشجويان با گرايشات و نظرات گوناگون سياسی و ايدئولوژيك، وقتی كه توانستند در زير ضربات باتوم و چاقوی مزدوران، خود را از قيد توهمات دوم خردادی خلاص كنند، متحد و همبسته شدند. جنبش دانشجويی يك جنبش آگاه و حساس روشنفكری است و طبيعتا به گرايشات و تمايلات و گروهبندی های سياسی و ايدئولوژيك گوناگون تقسيم می شود. اما اين امكان و پتانسيل وجود دارد كه بخشهای مهمی از دانشجويان و گروه های راديكال و چپ و آزاديخواه دانشجويی در جريان خيزشها و اعتراضات عمومی درون و بيرون دانشگاه متحد شوند. اين امكان و پتانسيل وجود دارد كه جنبش دانشجويی، يك حركت قدرتمند و موثر سياسی را در كل جامعه به راه بيندازد. اين كاری است كه عليرغم وجود اختلافات نظری واقعی بين گروهبندی ها و فعالين جنبش دانشجويی بايد برايش تلاش كنيم. برای اينكه متحدتر و پر توان تر مبارزه كنيم، بايد به اختلافات نظری و نقد صميمانه و رفيقانه يكديگر بپردازيم، اما در اين ميان صف بندی ها نبايد مخدوش شود. روش ها و سياست هايی كه صف دوست و دشمن را قاطی می كند و راه پيشرفت و شكوفايی مبارزه را می بندد نبايد به اجراء گذاشته شود. اين را به ويژه دانشجويان چپ كه مدتی است درگير جدل های نظری و مرزبندی های بجا و نابجای سياسی با هم هستند بايد مد نظر قرار دهند. اين يك هشدار اخلاقی نيست. جنبش توده های مردم، و به ويژه جوانان خشمگين و عصيانگر به جهت گيری و آگاهی و دورنمای سياسی و تفكر ادامه كاری در مبارزه نياز عاجل دارند. هر عاملی كه جلوی انجام اين وظيفه را از جنبش دانشجويی و مشخصا جريان چپ بگيرد بايد مورد نقد قرار گيرد و آگاهانه كنار گذاشته شود.

بايد برای ترفندها و توطئه های بيشتر از سوی حكومت در برابر اعتراضات جاری مردم آماده بود و در اين مورد به همگان آگاهی بخشيد. همانگونه كه بارها ديده ايم، حكومت از چسباندن وصله "مشتی افراد فريب خورده" به توده های معترض شروع خواهد كرد و تا حد منتسب كردن كارگران و معلمان و زنان و دانشجويان و.... به "عوامل آمريكا و صهيونيسم" پيش خواهد رفت! اتفاقا اين روزها فرصت خوبيست برای اينكه دانشجويان آگاه سياستهای كنونی حكومت را در ميان مردم به چالش بكشند. ما بايد از پس طرح های نظير سهميه بندی و گران كردن بنزين و ساير فشارهای ضد مردمی، ماهيت وابسته اقتصاد كشور و خدمتگزاری حكومتيان به نظام سرمايه داری جهانی را به توده های معترض گوشزد كنيم. در روزهايی كه قدرتهای امپرياليستی و در راس آنها آمريكا طرح های مداخله جويانه و جنايتكارانه خود را در منطقه خاورميانه تحت پوشش دمكراسی خواهی و مخالفت با بنيادگرايان مذهبی و رژيم های مستبد به پيش می برند، و در مقابل مستبدان حاكم نيز نقاب "استقلال طلبی" و ضديت با آمريكا به چهره زده اند، بايد آگاهی مبارزاتی را به ميان قشرهای مختلف مردم ببريم تا عليه هر دو بايستند و راه رهايی از وضعيت فلاكت و اسارت را با اتكاء به نيروی خويش جستجو كنند.

امسال، سالگرد خيزش 18 تير فرصتی است برای پيش گذاشتن و فراگير كردن شعارها و خواسته هايی كه می توانند راهگشای جنبش دانشجويی و جنبش آزاديخواهانه عمومی ستمديدگان جامعه باشند. امسال در اين فرصت:

 

آزادی دانشجويان زندانی و همه زندانيان سياسی را فرياد خواهيم كرد.

رفع توقيف از نشريات مستقل دانشجويی و آزادی انتشار افكار و عقايد خود را به هر شكل خواستار خواهيم شد.

شعار خروج نيروهای سركوبگر از صحن دانشگاه و پايان بخشيدن به مداخلات و توطئه چينی های نهاد بسيج دانشجويی عليه فعالين دانشجو را به ميدان خواهيم آورد.

به اخراج دانشجويان مبارز و دانشگاهيان ترقيخواه و سكولار و دگرانديش اعتراض خواهيم كرد.

آپارتايد (جداسازی) جنسيتی در دانشگاه و جامعه و سركوبی كه تحت نام "طرح افزايش امنيت اجتماعی" عليه جوانان و زنان جريان دارد را محكوم خواهيم كرد.

بر همبستگی جنبش دانشجويی با جنبش های گوناگون اجتماعی نظير جنبش كارگری و جنبش زنان و جنبش توده های تهيدست و همه كسانی كه از ستم های طبقاتی و جنسيتی و ملی و مذهبی رنج می برند تاكيد خواهيم گذاشت.

و يك صدا خواهيم گفت: نه به ارتجاع، نه به امپرياليسم

  تيرماه 1386                                                  

 

 

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

فرخوان هجده تیر 


:هجده تیر


دانشگاه پادگان نیست


مرگ بر دیکتاتور
 

علیه مبارزه با بدحجابي و نظامي کردن شهرها

 

مرگ بر استداد

 

آزادی زندانيان سياسی

نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |

شکاف در سطح؛ فشار از اعماق! 

 

              

                                                                    (1)

شکاف در سطح؛ فشار از اعماق! اين است محرک موج سرکوبگرانه اخيری که حاکمين براه انداخته اند.

شکاف در سطح ابعاد گسترده ای بخود گرفته است. فشارهای بين المللی، چگونگی برخورد با اين فشارها و تقابل منافع اقتصادی ـ سياسی باندهای مختلف حکومت بيش از پيش به اين شکاف دامن زده است.

زمانی که محسن رضايی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبير فعلی شورای مصلحت نظام در مشهد اعلام می کند که: "رياست جمهوری در قد و قواره احمدی نژاد نبوده و ايشان كجا و رفسنجانی و خاتمی كجا. احمدی نژاد قواره اش نهايتاً استان دار يا شهردار بود و همه می دانيم چطور شد كه به اينجا رسيد."

یا زمانی که اصولگرايان حکومت نيز در  چگونگی برخورد به فشارهای داخلی و بين المللی شقه شقه شده؛ هر روز يک مقام حکومتی حرفهای مقام ديگر را تکذيب می کند، ابعاد اين شکاف بيشتر آشکار می شود. كنار گذاشتن يا استعفای افراد خودی در سطوح مختلف اداری، رو کردن پرونده های يک ديگر بخشی دیگر از اين شکاف درمان ناپذير است.

شکاف و رقابت ميان گردانندگان جمهوری اسلامی يکی از خصيصه های اصلی اين نظام از آغاز بقدرت رسيدنش بوده و هست. شکاف و رقابتی که گاهاً اشکال خونين و حادی نيز بخود گرفته است. اما شکافی که اين بار شاهدش هستيم، بسيار متفاوت از قبل می باشد. محرک اصلی اين شکاف پيشبرد سياستهای متضاد امپرياليسم آمريکا نسبت به جمهوری اسلامی ايران است. شاخ و شانه کشيدن نظامی آمريکا در منطقه از يکسو، و اعلان مذاکره از سوی ديگر بدجوری جناحهای مختلف رژيم را به مخمصه انداخته است. هر  جناحی در فکر آنست که مبادا قربانی دسيسه چينی جناح ديگر شود و تلاش می کند که دست بالاتر را  در بده و بستانها با امپرياليسم آمريکا داشته باشد.

همه باندهای حکومتی حس می کنند که ممکن است چرخشهای ناگهانی در اوضاع پيش آيد. ممکن است جابجايی بزرگی در سياستهای تا کنونی رژيم نسبت به آمريکا لازم آيد. اوضاعی پيش آيد که ضعف و شکنندگی جمهوری اسلامی در ابعاد وسيعی بر همگان آشکار شود. در چنین مواقعی يکی از شيوه های مهم و هميشگی حکومتهای ارتجاعی دست زدن به به اقدام پيشگيرانه است تا مردم را مرعوب کنند؛ تا مبادا  شکاف در سطح به محلی برای سرريز شدن مواد مذابی بدل شود که از اعماق جامعه می جوشد. 

اما اين امر تنها محرک اقدامات سرکوبگرانه از سوی رژيم نيست. بحران اقتصادی نيز بر وخامت اوضاع افزوده است. رژيم پيشاپيش برای مقابله با نارضايتی عمومی نسبت به افزايش قيمت بنزين که تاثير مستقيم بر هزينه های زندگی مردم دارد، همچون سگی هار به مردم پارس می کند.

مضافاً، رژيم سالهاست که با مخالفتهای همگانی آشکار هم روبرو بوده که به شکل جنبشهای توده ای مختلف رو به رشد بروز يافته است. جمهوری اسلامی ضمن اينکه قادر به مهار و سرکوب کامل اين جنبشها نيست اما نهايت تلاش خود را دارد که مانع از گسترش و رايکاليزه شدن اين جنبشها شود.

به همين دليل با توجه به ابعاد کمی و کيفی هر يک از جنبشها سعی می کند برنامه های  سرکوبگرانه خاص خود را در قبال هر يک به پيش ببرد. 

موج سرکوب اخير چند وجهی است. هدف دامن زدن به جو فاشيستی در جامعه است. طی سالهای اخير کمتر با چنين طرحهای سرکوبگرانه فاشيستی چند وجهی روبرو بوده ايم.

رژيم در مقابله با جنبش زنان، دوباره شمشير از رو بسته و قداره بندانش را روانه هر کوی و برزن بويژه در شهرهای بزرگ کرده تا جلوی بدحجابی را بگيرد. از صبح تا شام سر هر گذری ايستاده اند و در حال تذكر؛ اعمال خشونت و ضرب و شتم و دستگيری زنان و جوانان هستند. انگاری گسترش اعمال خشونت بار عليه زنان مستقيما به ميزان گسترش اين جنبش ربط دارد.

در رابطه با جنبش دانشجويی، رژيم روشهای انتقام گيرانه ای را اتخاذ کرده است. دانشجويان پلی تکنيک آماج اين انتقامند. چرا که جرات اين را به خود دادند که قيصر را از اسب بزير کشند. صحبت از انقلاب فرهنگی دوم، بازداشتهای جمعی، محروم کردن فعالين دانشجويی از تحصيل، همه برای آن است که اين جنبش  را از فعالين اصلی و نسبتاً متشکل خود محروم کند. تا در کشمکشهای آتی اين جنبش خطر ساز نباشد.

عين اين روش سرکوبگرانه را در رابطه با فعالين جنبش کارگری نيز به پيش می برند تا مانع از تکامل يابی  آن شوند. مانع از سياسی شدن مبارزات اقتصادی کارگران شوند.

بسياری از فعالين مليتهای تحت ستم را تحت عنوان "جاسوس" دستگير می كنند. اخيراً وزارت اطلاعات خبر از كشف چند گروه "جاسوس" در استان های غربی و جنوب شرقی داده است.

هجوم به ملل تحت ستم بويژه کارگران افغانستانی بخشی از تقويت فضای شوونيستی است. شوونيسمی که همواره هيزم بيار فاشيسم بوده است.

تحت عنوان برخورد با "اراذل و اوباش" روشهای سرکوبگرانه فاشيستی براه انداخته اند تا کل جامعه مرعوب شود. عده ای از قربانيان اين نظام را دوباره قربانی می کنند تا شايد تحت عنوان حفظ امنيت حمايت قشر نازکی از طبقات مرفه و ميانی را که نگران بی ثباتی و ناامنی هستند، جلب کنند و اکثريت مردم را بترسانند. رژيم با خونين و مالين کردن قربانيان، سرتراشيدن، الاغ سوار کردن، آفتابه به گردن انداختن، با تف و مشت لگد درمحله ها چرخاندنشان می خواهد به جامعه اعلام کند که در اتخاذ اين قبيل شيوه های قرون وسطايی محدويتی ندارد.

کار به جايی رسيده است که سخنگوی دولت اعلام كرد كه "معلمين، كارگران، دانشجويان و زنان عوامل بيگانه هستند!" يعنی همه مردم. درست است، همه مردم با اين رژيم بيگانه اند و اين رژيم در محاصره دريای نفرت و نارضايتی مردم قرار دارد و اعمال اين چنينی فقط بر ابعاد خشم و نارضايتی مردم می افزايد. ........


بخوانید
نوشته شده توسط محمد موری | لینک ثابت | زندانی سیاسی آزاد باید گردد |